Translate

۱۳۹۴ تیر ۲۶, جمعه

سرنوشت بشر دستمایه گذشته...

ای مداد شعری روشن کن نکوتین سلولها پاک رقیق شده 

پشت شیشه تراس خانه کلنگی مگسی با خودش درگیره


به قدری مزاح گو شدیم مزاج بدنمان دیابت هزلیات گرفت

جوکر در مراسم تشییع جنازه خدا دوست دختر دلقک گرفت


از بس رنگ و لعاب نو ندیدیم چشامون مرض دالتونیسم گرفته

یکی از شکم سیری می ناله یکی در سومالی اصلا شکم نداره  


دریغا، وقت اذان به افق هاویه قاری حضرت مولوی ابلیس

مقعد نهیب زد به مرقد خاک تو مالجت به هموروئید فخر نلیس


سمرقند و بخارا شد دَهش شعرا الان می بالی به خلع ابوموسی 

زمان پاپاسی باید میدادیم نه الان دوره ریال کفر به مغان عیسی


واویلاست اگه آرشیتکت نردبان دژخیم عدوهایمان هیرام میبود

حرص نخور اونم مثل آنتونی گادی فقط دیزاینر تابوتش نبود


سیلوهای گندم یوزارسیف مصادره  جای روسپیگری هفت ساله

طی الارض ها مدرنیته،سوخت سبک میسوزانند اکتوپلاسمه


نام  اتم  نام خانوادگی بمب  نام  مادر ماینتر نام پدر اوپنهایمر

آی آس آی ال تز پرچم دروغین توافقات ژنو ملتی کن،گورخر

Armin ir918

۱ نظر: